الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

108

الغدير ( فارسي )

كه آنان گروهىاند كه دودمان پيامبر يا بگو تبار خداوندند و هر كه با هر دو دست در آنان آويخت از لغزش سهمناك رهائى يافت ، فرازهاى استوار قرآن بر آنان فرود آمده و - با همهء گستردگى - فشرده اى از لايه‌هاى برترى آنان را در بردارد راهنما آنانند ، كسى را به جايشان برمگزين ! در كرانهء درستكارىاند و نردبان رستگارى و رسيدن به بالاترين پايگاه دانش . آيا - در اين كرانه - ديگران را هم توانى جست ؟ ، با دستيارى راز تو بود كه موسى دل سنگ را شكافت و با خضر ( پيامبر سبزپوش ) كه همراه گرديد به راستى تو يار او بودى ( 1 ) به فرخندگى تو بود كه نوح رهائى يافت و كشتى وى روان گرديد . اى راز همهء پيامبران - از نامور و ناشناس - ! ، نادان بىخرد ؛ مرا در مهر تو سرزنش مىكند آن را كه در راه راست باشد گفتار كسانى كه درستى را با دروغ به هم مىآميزند زيانى نمىرساند اى آن كه از داشتن همتا و همانند بركنارى ! و منش تو برتر از مرزبندىهاى كسانى است كه راه‌ها را چنان كه بايد نمىشناسند ! تو در ديدگان ما همچون چشم هستى در چهرهء مردمان « ، پايان اين گفتار او نيز در ستايش از فرمانرواى گروندگان - درود بر او - است : ‹ 15 › « اى سرچشمهء رازها

--> ( 1 ) هم موسى و هم عيسى و هم خضر و هم الياس هم صالح پيغمبر و داود على بود ( مولانا )